Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه 18 شهریور ماه سال 1387
کشاورز خوش بین

کشاورز کم درآمد به جای تراکتور از اسب پیری برای شخم زدن استفاده می کرد. یک روز بعداز ظهر اسب در حین کار در مزرعه افتاد و مرد.
همه روستاییان گفتند: « چه اتفاق وحشتناکی ».
کشاورز با آرامش گفت: « خواهیم دید ».

خونسردی و آرامش او باعث شد که همه افراد روستا گردهم بیایند، با او هم عقیده شوند و اسب جدیدی را به او اهدا کنند.
حالا همه می گفتند: « چه مرد خوش شانسی ».کشاورز گفت: « خواهیم دید ».

دو روز بعد اسب جدید از پرچین پرید و فرار کرد.
همه گفتند، « چه مرد بدبختی ».

کشاورز خندید و گفت: « خواهیم دید ».


بالاخره، اسب راه خود را پیدا کرد و برگشت.
همه گفتند: « چه مرد خوش شانسی ».

کشاورز گفت: « و خواهیم دید ».


پس از مدتی پسر جوانی با اسب به سواری رفت، افتاد و پایش شکست.
همه گفتند: « چه بدشانس ».

کشاورز گفت: « خواهیم دید ».


دو روز بعد ارتش برای سربازگیری به روستا آمد، به دلیل شکستگی پای پسر، او را نپذیرفتند.
همه گفتند: « چه پسر خوش شانسی ».

کشاورز خندید و گفت: « خواهیم دید... »



تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه 18 شهریور ماه سال 1387
نقاشی خدا
خدا اراده کرده بود   که عشقُ نقاشی کنه
می‌خواست به زخم عاشقا   باز هم نمک پاشی کنه
     
برای بوم نقاشیش   کرب و بلا رو آفرید
با قلم موی قدرتش   یه نقش دلربا کشید
     
اول نقاشی زدش    نقشی به رنگ شور و شین
اولِ از همه کشید   رو نیزه‌ها سر حسین
     
برا نماد دلبری   صورت اکبرُ کشید
نشون اوج بی کسی   گلوی اصغرُ کشید
     
زد قلم مو رو توی خون   یه گوش پاره رو کشید
تو دست قاتل حسین   سر بریده رو کشید
     
نقشی زدش به بوم خود   ز اوج غربت نبی
به رنگ تیره غروب   رنگ کبود زینبی
     
با چشمای رباب خود   معنی اشک و گریه رو
صفحه آخرم کشید   قد خم رقیه رو
     
خدا تو بوم نقاشی   عطر گل یاسُ کشید
برای امضا زدنش   صورت عباسُ کشید
تاریخ ارسال مطلب : یکشنبه 17 شهریور ماه سال 1387
وصیت کورش

کورش کبیر:
فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزای بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل بدهند.

تاریخ ارسال مطلب : شنبه 16 شهریور ماه سال 1387
تو هم بیاموز از عشق




در زندگی سه چیز آموختم

 

از عشق

رسوایی

از دوست

بی وفایی

از شب

تنهایی

تاریخ ارسال مطلب : شنبه 16 شهریور ماه سال 1387
خجالت نکش ((!!!!!!!))

وقتی بزرگ میشوی ، دیگر خجالت میکشی به گربه ها سلام کنی و برای پرنده هایی که آوازهای نقره ای میخوانند ، دست تکان بدهی
...
خجالت میکشی دلت شوربزند برای جوجه قمریهایی که مادرشان برنگشته
 
فکرمیکنی آبرویت میرود اگر یک روز مردم ــ همانهایی که خیلی بزرگ شده اند ــ دلشوره های قلبت را ببینند و بتو بخندند
 
وقتی بزرگ میشوی ، دیگر نمیترسی که نکند فردا صبح خورشید نیاید ، حتی دلت نمیخواهد پشت کوهها سرک بکشی و خانه خورشید را از نزدیک ببینی
 
دیگر دعا نمیکنی برای آسمان که دلش گرفته ، حتی آرزو نمیکنی کاش قدت میرسید و اشکهای آسمان را پاک میکردی !
 
وقتی بزرگ میشوی ، قدت کوتاه میشود ،آسمان بالا میرود و تودیگر دستت به ابرها نمیرسد، و برایت مهم نیست که توی کوچه پس کوچه های پشت ابرها ستاره ها چه بازی میکنند
 
آنها آنقدر دورند که حتی لبخندشان را هم نمی بینی ، وماه ـ همبازی قدیم توـ آنقدر کمرنگ میشود که اگر تمام شب راهم دنبالش بگردی ، پیدایش نمیکنی !
 
وقتی بزرگ میشوی ، دور قلبت سیم خاردار میکشی وتمام پروانه ها را بیرون میکنی وهمراه بزرگترهای دیگر در مراسم تدفین درختها شرکت میکنی
 وفاتحه تمام آوازها وپرنده ها را می خوانی !
 
ویک روز یادت می افتد که سالهاست تو چشمانت را گم کرده ای ودستانت را در کوچه های کودکی جا گذاشته ای !
 
آنروز دیگر خیلی دیر شده است ....
فردای آنروز تو را به خاک میدهند
و میگویند :
خیلی بزرگ شده بود.

تاریخ ارسال مطلب : شنبه 16 شهریور ماه سال 1387
کاخ بورگ!!!
بورگ در زبان مازندرانی یعنی سفید (کاخ سفید)

طرح بنای حکومت جدید جمهوری آمریک از بین 9 طرح ارائه شد (که یکی از آنها متعلق به توماس جفرسون ،رئیس جمهور آینده آمریکا بود)
و با سلیقه جرج واشنگتن اولین رئیس جمهور آمریکا انتخاب شد، معماری این بنا جیمزهوبان،یک ایرلندی مقیم کارولینای جنوبی که ساختمان را با الهام از ساختمان لانیسترکه امروزه ساختمان مجلس ایرلند است، طراحی کرد. ساخت این بنا در کتبر 1792 آغاز شد و 8 سال طول کشید ، در طول ساخت این بنا در قسمتهای سخت وهزینه این ساختمان از برده هایی سیاه پوست استفاده میکردن(نامردا اسمش باید میذاشتن کاخ سیاه)و هزنیه آن 371 دلار و 83 سنت هزینه برداشت (نمایی بزگ از کاخ سفید)

تاریخ ارسال مطلب : پنجشنبه 14 شهریور ماه سال 1387
کورش آسوده بخواب(کامی بیداره)

متن اعلامیه ی کورش بعد از فتح بابل



اکنون که تاج پادشاهی ایران، بابل و کشورهای چهار سوی دنیا را، بمدد اهورا مزدا، برسر نهاده ام، اعلام می دارم که من به همه ی سنت ها و آداب و مذاهب ملت های شاهنشاهی خویش احترام می گذارم و تا زنده ام به نمایندگان و کارگزارانم اجازه نخواهم داد که بر آن به دیده ی تحقیر بنگرند.

از این پس، تا زمانی که اهورا مزدا وظیفه ی پادشاهی را به من ارزانی بدارد، من فرمانروائی خویش را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد. هر ملتی آزاد است که این فرمانروائی را بپذیرد یا نپذیرد، و اگر نپذیرفت من با آن ملت نخواهم جنگید.

تا زمانی که من پادشاه ایران، بابل و ملت های چهار سوی جهان ام، به کسی اجازه نخواهم داد که بر دیگری ستم کند، و اگر چنین شود، من ستمگر را از حقوق خویش محروم و مجازات خواهم کرد.

و تا زمانی که من پادشاهم، به هیچ کس اجازه نخواهم داد تا دارائی های منقول و غیرمنقول کسی را به زور و بدون پرداخت بهای آنها مالک شود.

تا زمانی که زنده ام، من از کار بی مزد و اجباری جلوگیری خواهم کرد.

من امروز اعلام می دارم که همه در انتخاب مذهب خود آزادند.

مردمان آزادند که در هر کجا که بخواهند ساکن و بکار مشغول شوند، به شرط آنکه حقوق دیگران را پایمال نسازند.

هیچ کس را نمی توان بخاطر جرمی که خویشاوندی از او مرتکب شده تنبیه کرد.

من از برده داری جلوگیری خواهم کرد و نمایندگان و کارگزارن من موظف اند که در قلمرو حکمرانی خود از خرید و فروش مردان و زنان بعنوان برده جلوگیری کنند. اینگونه سنت ها باید از سراسر جهان برچیده شود.

من از اهورا مزدا تقاضا می کنم که مرا در انجام تعهداتم نسبت به ملت های ایران و بابل و چهار سوی جهان موفق گرداند.

تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 13 شهریور ماه سال 1387
دیگه وقته پاک شدنه!!!!!!!

با عرض سلام و تبریک ماه مبارک رمضان و امید قبول عبادت های شما عزیزان و به پایان رساندن این ماه با عاری از گناه را برای شما عزیزان خاستارم از پروردگار بزرگ و مهربان

تبریکی ویژه برای آن دسته از هم وطنان که برای اولین بار در این ماه به عبادت روزه پرداخته و امیدوارم که با صبر و شکیبای این ماه را به عبادت کامل به پردازن